![]() |
![]() |
|
| خدايا جهنمت فرداست، پس چرا امروز مي سوزم ؟ |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم… ------------------------------------ توجه : شعرها و مطالب وبلاگ از خودم نیست.. از جاهای مختلف جمع آوری می کنم می ذارم تو سایت ;-) |
|
RSS
|